![]()
پست الکترونیک آرشیو مطالب نویسندگان
آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
سايت سيد علی خامنه ای
سايت سيد محمد خاتمی سايت هواداران قالیباف سايت شهرداری تهران سايت محسن اسماعيلی سايت محمد باقر قاليباف سايت دکتر علی شريعتی سايت محمد علی ابطحی سايت بنياد باران سايت موسسه گفتگوی اديان سايت موسسه نشر شهر سايت روابط عمومی نشر شهر مرگ بارونی ملکه زمستان در حضور ایرانیان می توانند تماشا کلبه عاشقان ستاره شيشه ای پروانه وار عشق خط خطی غروب غریبانه ی من سوت و کور پوچستان با یاد او بوسه ای برای تو ویلای عشق زادمهر دختر شبهای جنوب ناله های عاشقانه به نام تنها لایق عشق تا نفس باقیست اینجا انتظارت میکشم به نام عشق پستوی عشق حرف های يک دل شب عشق سکوت عشق سارا خدای من + ستاره گورستان تنهایی صدای عشق تا ابد بی تو خاموش است رومانتیک آفتابی چشای قشنگش دلشکسته نیمکت عشاق بوسه باران برای همه اونایی که فرشته هستن :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
دهکده عشاق
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن شب یلدا
این شب یکی از بهترین شبایی که ایرانیا تو فرهنگشون دارن. شب یلدا شب قشنگیه. یادمه سال ۸۴ و ۸۵ به خاطر مشغله زیاد کاری اصلا خونه نبودم. سال ۸۴ به خاطر مشغله های زیاد و مسئولیتم در وزارت جهاد اونجا مشغول بودم. البته یادمه یه تبریک کوچیک و خشک و خالی به بچه ها گفتم و اونا هم متقابلا. ولی خبری از جشن و پسته و انار خوردن نبود فقط کار بود. سال ۸۵ بازم به خاطر مسئولیتم در یک نمایشگاه فرهنگی نتونستم خونه باشم. البته در نمایشگاه که در سالن وزارت کشور هم بود٬ جشن شب یلدا داشتیم. ولی ما به خاطر مشغله و مسئولیت به غیر از برنامه ریزی و اجرا کاری نمی کردیم. امسال برخلاف سال های پیش خونه پدر بزرگم بودم و همه فامیل دور هم بودن. خانواده هم قبلا به من گفته بودن نباید برات کاری پیش بیاد و باید خونه باشی. ولی راستشو بخواهید به خاطر پریشان بودن ذهن و افکارم بهم خوش نگذشت. امیدوارم به شما ها خوش گذشته باشه و امیدوارم سال دیگه برای من خوب باشه. |+| نوشته شده توسط بهار در جمعه سی ام آذر 1386 ساعت 19:57
عید قربان و شب یلدا
عید قربان و شب یلدا رو به خانواده عزیزم٬ تمام اقوام٬ عموی عزیزم٬ مسعود٬ محمد علی٬ بهاره٬ نسیم٬ میثم٬ اردلان٬ میترا٬ استاد مظاهری٬ مهدی٬ علی٬ محسن٬ مونا٬ حمیده٬ سپیده٬ فریبرز و باقی دوستان تبریک میگم. روزهایتان همیشه عید باشه. |+| نوشته شده توسط بهار در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 ساعت 20:3
دلگیری
از دست محمد علی ناراحتم حرفی که زده بود بهش عمل نمی کنه.
|+| نوشته شده توسط بهار در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 20:21
نامه به بهار
دیشب یه نامه به ابجی بهارم نوشتم میخوام بخونه و نظرشو بده.
|+| نوشته شده توسط بهار در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 20:14
معرفی
من علی هستم ۲۵ سال دارم. این وبلاگ رو درست کردم که در اون مسائل و اتفاقات روزانه رو که برام میوفته بنویسم. اگر دوست داشتین نظر بدین. |+| نوشته شده توسط بهار در یکشنبه هجدهم آذر 1386 ساعت 20:48
|