تبليغاتX
دهکده عشاق
دهکده عشاق
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
آخرين مطلب سال 1386

سال 1386 با تمام خوبی ها و بدی هاش تموم شد. البته اين سال برای من در کل سال خوبی بود و دوستای خوبی پيدا کردم. اميدوارم برای شما هم سال خوبی بوده باشه. در پايان اين سال از خانواده عزيزم و دوستان خوبم تشکر می کنم.

|+| نوشته شده توسط بهار در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 23:59 |

تولد مسعود

امروز تولد مسعود يکی از نزديکترين دوستان منه. مسعود جان تولد مبارک و اميدوارم 120 سال در کنار خانواده عمری با عزت داشته باشی. تولد ۳۵ سالگی مبارک. راستی من به نمايندگی از طرف بچه های گروه پشمک تولدت رو تبريک می گم. بازم تولدت مبارک و بازم تولدت مبارک.

تولد مسعود 

|+| نوشته شده توسط بهار در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 13:24 |

انتخابات

سلام بچه ها. امروز ۲۴ اسفند ماهه. الان ساعت ۱۰ دقیقه بامداده و ساعت ۸ صبح آغاز راْی گیری برای انتخابات مجلس شروع می شه. حتما برید راْی بدید و سعی کنید الکی و از روی دل خوشی راْی ندین. اصلح ها رو انتخاب کنید و بهشون راْی بدین. اگه از من بپرسین من می گم اصلاح طلب ها و دوم خردادی ها بهترن. ولی شما ها در انتخاب آزادید. اصلح رو انتخاب کنید. موفق باشید دوستان عزیزم.

انتخابات

|+| نوشته شده توسط بهار در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 ساعت 0:21 |

ربیع الاول

آغاز ماه ربیع الاول (بهار اول) را خدمت همه شما دوستان عزیز تبریک می گوییم. امیدوارم بهار اول خوبی را داشته باشید.

|+| نوشته شده توسط بهار در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت 7:27 |

تسليت

السلام علیک یا الرسول الله

رحلت جانگداز پیامبر بزرگ اسلام، حضرت محمد مصطفی (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) و امام هشتم شيعيان، امام رضا (ع) را بر حجت بر حقش ولی عصر (عج) و شما مسلمانان و شيعيان تسلیت عرض میکنم.

|+| نوشته شده توسط بهار در جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت 11:40 |

دلم خیلی تنگ شده برای...

دلم خيلی تنگ شده برای...

بازم دلم خیلی گرفته. بازم دلم دلم خیلی تنگه. چی کار کردی؟ دیگه نمی تونم منتظر بمونم. دلم داره پرپر می زنه.

|+| نوشته شده توسط بهار در شنبه یازدهم اسفند 1386 ساعت 8:21 |

دوستان عزيزم

سلام به دوستان عزيزم. بازم منو شرمنده کرديد. بابا آب شدم رفتم تو زمين. اين کارها رو نکنيد. شما ها خيلی به من لطف دارين. راستش از سه روز پيش که رفتم بيرون تا امروز خونه نيومدم. فشار اين پروژه داره کمرم رو میشکنه. از يک طرف هم، اگر پروژه به سرانجام نرسه يکی از نزديکترين دوستانم، براش مشکل پيش مياد و بايد پاسخگوی بازرسی باشه. دارم تمام تلاشم رو می کنم که قضيه به بهترين شکل جمع بشه. راستی برام دعا می کنيد يا نه؟ البته تا الان دستاوردهای خوبی داشتيم ولی به نقطه 100% مثبت نرسيديم. همه نظرها روهم خوندم. هم خصوصی ها و هم عمومی ها. بازم مرسی و تک تک نظرها رو جواب می دم. کارهايی که خواستين رو هم سر فرصت انجام می دم. راستی ممنون که به خاطر من ناراحت شديد ولی من به اين دست کارها عادت کردم و برام طبيعی شده، حتی برای خانواده. يادم باشه جريان سال 83 توی سعدآباد رو براتون تعريف کنم و يک مطلب در مورد اون بنويسم. يه معذرت خواهی هم بدهکارم. چون بعضی از شما دوستان نوشتيد: چرا نظرهات کوتاه و کمه. راستش اصلاً وقت ندارم و خيلی کم ميام خونه. وقتی هم که ميام، اول می خوابم (3 ساعت نه بيشتر)، بعدش هم می رم حموم تا تميز بمونم و چرکولک نشم. سر فرصت به همتون سر می زنم. بوس برای همه شما دوستان خوبم، فعلاً بای بای.

|+| نوشته شده توسط بهار در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 15:58 |

مشغله و گرفتاری

سلام به دوستای گلم. به همه شما که در اين مدت به من لطف داشتين يه معذرت خواهی بدهکارم. بعضی از شما دوستان نوشتين با ما قهری؟ نه بچه ها. من با هيچ کس قهر نيستم. همه شما رو هم دوست دارم. اما وقتی آدم وارد يکسری مشاغل ميشه، ديگه وقتش مال خودش نيست. راستشو بخواهيد يک پروژه به من دادن و گفتن: مجری اون نمی تونه سر موعد تمومش کنه و از اونجايی که من به آباد کننده معروفم، بهم گفتن: مجری پروژه رو مجبور کنم که کار رو سر موعد تحويل بده و از تمام اهرم های فشارم برای تموم شدن کار استفاده کنم. بهم اختيارات تام هم دادن تا کار رو راه بندازم و جلو ببرم و کاری کنم قبل از عيد تموم بشه. به خاطر حجم کار و فشردگی اون، هر روز از ساعت 7 صبح تا 12 شب سر کارم. حتی امروز که جمعه بود هم سر کار بودم. فقط يکم زودتر اومدم. جواب همه نظرهاتون رو می دم و برای تک تک شما نظر می فرستم. امکان داره فعلاً نتونم به شما دوستان عزيزم سر بزنم ولی شما پيش من بياين. سرم خلوت بشه حتماً پيشتون ميام. بوس برای همه شما دوستان عزيزم. علی.

|+| نوشته شده توسط بهار در جمعه سوم اسفند 1386 ساعت 23:28 |